شيخ حسين انصاريان

372

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

است و اگر دنيا را به آنها بدهند ، اصرار بر پرده پوشى بر نعمت‌ها دارند چهرهءشان فقيرانه و سخنانشان آميخته با زارى و نادارى و رفتارشان نشانگر نيازمندى است ؛ در حالى كه تفاوت درونى انسان‌ها در همين طرز فكر روشن مىشود ؛ آنگاه كه خداوند به رسولش مىفرمايد : وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبّكَ فَحَدّثْ » « 1 » و نعمت هاى پروردگارت را بازگو كن . نعمت‌هاى الهى بايد در مسير رشد و تربيت انسان باشد نه مايهء فخر و سلطه بر ديگرى ، پس بايد بيمارى و فقر و مشكلات براى انسان رخ دهد تا ياد نعمت‌ها برايش گوارا و آرام‌بخش باشد و او را در حدّ اعتدال و ميان حالى نگه دارد و آثار نعمت‌هاى خدادادى را با نگاه عدالت‌آميز در بين بندگان مشاهده كند تا از برتربينى و خود محورى و ستم به ديگران مصون بماند . در اين باره از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود : إِنَّ اللَّهَ إِذا أَنْعَمَ عَلى عَبْدٍ نِعْمَةً يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ النِّعْمَةِ عَلَيْهِ . « 2 » خداوند هنگامى كه نعمتى را به بنده‌اى مىبخشد ، دوست دارد كه آثار نعمت را بر او ببيند . از آثار نعمت‌هاى خداوند اين است كه انسان نسبت به توانمند و فقير يك بينش عادلانه داشته باشد و حق را بين آدميان يكسان ببيند . بنابراين آنكه نعمت قدرت و ثروت را وسيلهء ظلم و طغيان قرار مىدهد به زبان حال فرياد مىكشد : پروردگارا ! من لايق اين نعمت نيستم و آنكه در مسير اجراى حق و عدالت از آن بهره مىگيرد به زبان حال مىگويد : پروردگارم ! من شايسته‌ام ، بهتر و افزونتر كن .

--> ( 1 ) - ضحى ( 93 ) : 11 . ( 2 ) - كنز العمال : 6 / 641 ، حديث 17182 ؛ الجامع الصغير : 1 / 253 ، حديث 1668 .